محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
447
اكسير اعظم ( فارسى )
به شكر بنوشند و غذا حمصيه خورند و تنقيهء بدن بعد نضج به مطبوخ افتيمون و به مطبوخات كه در آن غاريقون باشد بايد كرد و بعد تنقيهء تام اضمده و اطليه استعمال نمايند و حق آن است كه بر آن ادويهء حادهء اكاله نهند تا آن را سياه كند پس بر آن روغن زرد نهند . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه ابتدا بتنظيف بدن كنند و اگرچه به فصد باشد بعد از آن قطع نمايند و به چوب انجير ذكر و بيخ باقلا داغ نهند كه اين مجرب است و همچنين پياز به نمك و سركه و سرگين كبوتر و گنجشك ببورق و آب دهن روزهدار و خاكستر كرم و صفصاف و پشك گوسفند و شتر و همه آنچه در قوبا مذكور شد . [ گيلانى ] گيلانى مىنويسد كه از غرائب چيزى كه ديدهايم اين است كه يكى را از صبيان كه سن او قريب بيست سال بود ثآليل بسيار در جميع بدن او عارض شد و مردى با وى ملاقى شد و او را امر كرد كه كف كبير از مويز با دو درم تربد فائق سفيد در آب خيسانيده صاف كرده سحرگاه بنوشند و او حسب گفتهء آن شخص عمل كرده ده مجلس او را اجابت شد . و اگر بيخ آن بزرگ بود حوالى آن شرط زنند و بر آن دواى حاد بپاشند . و اگر بعد قطع و بعد ادويهء حاده و داغ استعمال كند اولى بود . و اگر آلة داغ از طلا باشد بهتر است و اگرچه اين امر منافى مراعات سطح جلدست و بعضى از استعمال عسل بلادر منع كلى نمودهاند و اين حق نيست زيرا كه بعض مردم از خوردن عسل بلادر و لبس او نيز ضرر نمىيابند و ليكن چون آن را به مغز جوز يا روغن آن مخلوط كنند اصلاح او بتمامه نمايند و گاهى بجرم فقط قطع مىكنند به اين طريق كه بگيرند موى قوى يا رشتهء ابريشم خوب يافته و بدان بيخ ثآليل محكم بهبندند كه آن ساقط كند ليكن قطع آن به آهن به سرعت ببرد و از ضرر او ايمن گرداند با وجودى كه آن خطرناك بسيار است اگر در وقت خود واقع نشود و اعنى هرگاه بدن ممتلى باشد دواى مجرب بگيرند ذراريح و قلقديس و جندبيدستر مساوى و به علك البطم مخلوط سازند كه مثل مرهم گردد و بر مسامير نهند بعد از آنكه تنقيه او كنند . ديگر بگيرند اشخار و آهك و زنگار هر واحد يك جزو و به آب رماد يا به بول طفل نابالغ سرشته بدان علاج كنند كه آن نافع است . مرهم كه قطع ثاليل و مسامير كند زنگار و كاغذ سوخته هر واحد يك درم آب عروس و آب صابون اول هفتده درم عسل هشت درم فرفيون شش درم بپزند تا مرهم شود و بردارند . [ بهاء الدين ] بهاء الدين گويد كه تخم حنظل با شب يمانى طلا كردن مفيد بود و طلا كردن منى آدمى بعد از آنكه ثولول را لختى خراشيده باشند و صلابت آن را اندكى دور كرده نافع بود و طلاى نورهء معمول چند ساعت هم نافع آيد و ذراريح با مويز كوفته طلا كردن قوى بود و ثولول را در اوائل به آهن تابيده داغ كردن عظيم مفيد آيد و مداومت سر درس نافع و مجرب است و مسماريه را اگر توانند بدستكارى بيرون آورند و الا آن را بخراشيدند و صفحهء كوچك از سرب خالص بر آن بسته دارند تا بالخاصيه آن را تحليل كند . و اگر نوشادر و انزروت و غيره كه در ذيل علاج مسطور شد بر آن بندند عظيم نافع آيد و تيزاب فاروقى نهادن بسيار مفيد بود و عسل بلادر هم قوى بود و ذراريح همچنين و سيماب كشته و خاكستر بلوط و نمك قليات را آب پياز سرشته طلا كردن و يك شبانه روز بر آن گذاشتن نافع بود و مخفى نماند كه هر دواى تيز و قوى كه بر بثرات نهند بايد كه احتياط كنند كه از عرض بثره زياده نشود تا عضو صحيح را نسوزاند و ريش نكند عدسيه و حنطيه و آن بثورى است كه اكثر بر پيشانى و روى حادث گردد و شبيه به ثآليل غير آنكه املس چسپيده بود شكل ارول به شكل عدس و شكل ثانى به شكل گندم در مقدار طول هر دانها از آنها باشد و عدسيه زردرنگ چسپيده پهن بود و حنطيه به شكل گندم دراز مائل بسرخى باشد . و بعضى گويند كه رنگ عدسيه سرخ و حنطيه زرد بود سبب اول رطوبتى است كه به اختلاط صفرا فاسد شود و غليظ گردد و سبب ثانى رطوبتى كه به خون فاسد شود و غليظ گردد . و بعضى به عكس اين گفتهاند و آن اقرب به صواب است . علاج تنقيهء بدن به ادويهء منقى رطوبت و اخلاط غليظهء فاسده كنند تا آنكه معلوم شود كه بدن پاك شد و لزوم پرهيز از اطعمهء غليظه نمايند بعده تطليه او به اين طلا كنند بگيرند صمغ بطم و با موم و روغن بگدازند و در هاون انداخته بر آن اندك طمع آلو و مويزج و شيطرج هندى گفتهاند اندازند و حل كرده بر موضع طلا نمايند تا آنكه خشك شود بعده مدام تجديد بر آن كنند تا آنكه بريزد و خشك گردد . و بعض اطبا زفت و صمغ را بر خرقه ماليده بر آن مىنهند و آن را دور گذاشته جدا مىكنند پس گاهى در يك دفعه خارج مىنمايد همه را آنچه بر چهره از آن باشد و آنچه آن را ببرد اين است كه خاكستر نى و شيطرج سوخته به اندك سريش گداخته بر آن چسپانند تا خشك شود پس به سختى جدا سازند و مكرر و متواتر به عمل آرند كه آن همه منقلع گردد و از لطيف ادويهء كه در آن استعمال كنند اين است كه از روغن حب الغار و موم پيه بط و پيه مرغابى و پيه ماكيان قيروطى ساخته هر روز يك بار و در شب يك بار بر موضع لزوم نمايند كه اين آن را ساقط كند و ببرد و شخصى را اين علت بر اكثر مواضع از بدن او بود و اين دوار تا چهل روز استعمال كرد پس آن همه به غير دوا و استفراغ